باران مي بارد امشب: آهنگي از اميد
گريه ات به نالم،كوه و در و دشت،از اين جدايي،مي نالم از غم،اين دل دوا درد،فردا كجايي،سفر بخير،سفر بخير،مسافر من،گريه نكن،گريه نكن،به خاطرمن
باران مي بارد امشب دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره مي سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم شايد از فكر سفر برگردي امشب
از تو دارم يادگاري سردي اين بوسه را پيوسته بر در
قطره ،قطره اشك چشمم مي چكد با نم نم باران به دامم
بسته اي بار سفر را با تو اي عاشق ترين بد كرده ام را
رنگ چشمت، رنگ دريا سينه من دشت غمها
يادم آيد زير باران با تو بودن،با تو تنها
زير باران با تو بودن زير باران با تو تنها
باران مي بارد امشب دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره مي سپارد امشب
اين كلام آخرينت برده ميل زندگي را از سر من
گفته اي شايد بيايي از سفر ا ما نميشه باور من
رفتنت را كرده باور التماسم را ببين در اين نگاهم
زير باران گريه كردم بلكه باران شويد از جانم گناهم
اين كلام آخربينت برده ميل زندگي را از سر من
گفته اي شايد بيايي از سفر اما نميشه باور من
كي رود از خاطر من آخرين بوسه شبي در زير باران
با تو اي عاشق ترين بد كرده ام را
+ نوشته شده توسط سیامک آرش آزاد در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت
10:36 |