سالي كه گذشت ...... سالي كه پيش رو داريم
امروز آخرين روز سال 1385 است. درست است كه برف سنگيني در چند روز گذشته تبريز را سفيد پوش كرده اما بازهم نمي تواند جلوي آمدن بهار را بگيرد.
بهاري كه با خود تحول را مي آورد.
دو روز ديگر عيد مي رسد
بگو كه دلم شكوه كم كند
مگر كه بخندم به هرچه هست
مگر كه بكاهد عذاب من (شعري از سيمين دانشور)
و اكنون در روزهاي پاياني سال و به انتظار بهاري نو، دل هايمان را به نسيم صبا و صداي بلبلان و پرستوها صفا مي دهيم. تا بهر پيش رو فاصله اي اندكي مانده و ما در پايان خط سرما به مرز سرزمين بهار رسيده ايم.
گذر از فصل سرما نويد بخش بهاري زيباست، بهاري كه با آمدنش سال ديگري را شروع خواهيم كرد.
پايان اسفند نشانگر گذشت سالي ديگر از عمر ماست، طفلي پاي به جهان گذاشت، كودكي به مرز نوجواني رسيد، نوجواني ،جواني خود را آغازيد و جواني، پاي در وادي پيري نهاد و مويش به سپيدي زد و پيري راهي .................... شد و اين است زندگاني
والان در پايان سالي كه گذشت به اين مي انديشيم كه: بر عمرمان افزوده شده، چه بخواهيم و چه نخواهيم، هر اسفند و هر بهار بيانگر آن است...
در سالي كه گذشت من نيز مثل شما عزيزان دوستان تازه يافتم و شايد برخي را نيز از خودم رنجاندم....كه در اينجا از تمام اين عزيزان عذرخواهي مي كنم.
بازم سالي گذشت ، اما چه زود گذشت
بوي بهار سرمستمان كرده ، پس بايد از غم كم و زيادي كه امسال با ما بود و كم كم در حال گذر است بگذريم و باز هم دلهاايمان را خوش كنيم به رويش دوباره زندگي، نا مردي ها و نا مرادي ها هر چند براي ايامي كوتاه و موقت ،بايد پشت دروازه هاي باغ بهار جا بگذاريم مگر نه آن كه در اين روز دل همه دنيا با ماست؟!....
بار ديگر بايد منتظر تحويل باشيم تا تحولي ديگر را شاهد باشيم. تحولي كه چه بخواهيم و چه نخواهيم انجام خواهد شد و از راه مي رسد،گوش كنيد... آرام آرام صداي گام هايش مي رسد.
بياييد در اين روز آخر خودمان را به دست آن بسپاريم تا تحول را شاهد باشيم....
آغاز سال 1386 را به همه عزيزان تبريك گفته و سلامتي و موفقيت را براي همه آرزومندم..
يك شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آنهم شب عيد تقديم تو باد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سیمین بهبهانی |
پیک بهارآه! ای پیک دل انگیز بهار |
فریدون مشیری | ||
بهار را باور کنباز کن پنجرهها را که نسیم
|
نادر نادرپور |
بر آستان بهارمن آن درخت زمستانی ، بر آستان بهارانم |
نادر نادرپور |
بهار نزدیکسپیداران خک آلود |

