خلاصهاي از مرثيه دكتر چمران در سوگ شريعتي

در تيرماه 1356 به هنگام خاكسپاري دكتر شريعتي، شهيد چمران در سخنرانياي با عنوان «مرثيه» ياد معلم شهيد انقلاب را زنده نگاه داشت.
اي علي! گفتي كه هركس گفتنيهايي دارد و شخصيت هر انساني به اندازه ناگفتني هاي اوست ومن اضافه ميكنم كه درجه دوستي و محبت من با انساني ديگر به اندازه ناگفتنيهايي است كه ميتوانم با او در ميان بگذارم، و از اين ناگفتنيها كه ميخواستم با تو بگويم بينهايت داشته باشم...!
اي علي! شايد تعجب كني اگر بگويم كه همين هفته گذشته كه به محور جنگ بنت جبيل رفته بودم و چند روزي را در سنگرهاي متقدم تل مسعود در ميان جنگندگان امل گذراندم، فقط يك كتاب با خودم بردم و آن كوير تو بود. كوير يك عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمانها ميبرد و به ازليت و ابديت متصل ميكرد، كويري كه در آن نداي عدم را ميشنيدم، از فشار وجود ميآرميدم و به ملكوت آسمانها پرواز ميكردم و در دنياي تنهايي به درجه وحدت ميرسيدم، كويري كه گوهر وجود مرا لخت و عريان در برابر آفتاب سوزان حقيقت قرار داده، ميگداخت و همه ناخالصها را دود و خاكستر ميكرد و مرا در قربانگاه عشق فداي پروردگار عالم مينمود.
اي علي! همراه تا به كوير ميروم، كوير تنهايي، زير آتش سوزان عشق، در توفانهاي سهمگين تاريخ كه امواج ظلم و ستم در درياي بيانتهاي محروميت و شكنجه، بر پيكر كشتي شكسته حيات و وجود ما ميتازد.
اي علي! تو در دنياي معاصر، با شيطانها و طاغوتها به جنگ پرداختي، با زر و زور و تزوير درافتادي، با تكفير روحاني نمايان، با دشمني غربزدگان، با تحريف تاريخ، با خدعه علم، با جادوگري هنر روبرو شدي. همه آنها عليه تو به جنگ پرداختند اما تو به معجزه حق و ايمان و روح بر آن چيره شدي، با تكيه به ايمان به خدا و صبر و تحمل دريا و ايستادگي كوه و برندگي شهادت به مبارزه خداوندان زر و زور و تزوير برخاستي و همه را به زانو درآوردي.
اي علي! به جسد بيجان تو مينگرم كه از هر جانداري زندهتر است به يك دنيا غم، يك دنيا درد، يك كوير تنهايي، يك تاريخ ظلم و ستم، يك آسمان عشق، يك خورشيد نور و شور و هيجان، از ازليت تا به ابديت در اين جسد بيجان نهفته است.
قسم به غم كه تا روزگاري كه درياي غم بر دلم موج ميزند، اي علي، تو در قلب من زنده و جاويدي.
