اي حيات با تو وداع ميكنم، با همه زيباييهايت، با همه مظاهر جلال و جبروت، با همه كوهها و آسمانها و درياها و صحراها، با همه وجود وداع ميكنم. با قلبي سوزان و غمآلود به سوي خداي خود ميروم و از همه چيز چشم ميپوشم. اي پاهاي من، ميدانم شما چابكيد، ميدانم كه در همه مسابقهها گوي سبقت از رقيبان ربودهايد، ميدانم فداكاريد، ميدانم كه به فرمان من مشتاقانه به سوي شهادت صاعقهوار به حركت درميآييد، اما من آرزويي بزرگتر دارم. من ميخواهم كه شما به بلندي طبع بلندم، به حركت درآييد، به قدرت اراده آهنيم محكم باشيد، به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد. اين پيكر كوچك ولي سنگين از آرزوها و نقشهها و اميدها و مسئوليتها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانيد. اي پاهاي من در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ كنيد. شما سالهاي دراز به من خدمت كردهايد، از شما ميخواهم كه در اين آخرين لحظه نيز وظيفه خود را به بهترين وجه ادا كنيد. اي پاهاي من سريع و توانا باشيد، اي دستهاي من قوي و دقيق باشيد، اي چشمان من تيزبين و هوشيار باشيد، اي قلب من، اين لحظات آخرين را تحمل كن، اي نفس، مرا ضعيف و ذليل مگذرا، چند لحظه بيشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش. به شما قول ميدهم كه چند لحظه ديگر همه شما را در استراحي عميق و ابدي آرامش خود را براي هميشه بيابيد و تلافي اين عمر خسته كننده و اين لحظات سخت و سنگين را دريافت كنيد. چند لحظه ديگر به آرامش خواهيد رسيد، آرامشي ابدي. ديگر شما را زحمت نخواهم داد. ديگر شب و روز استثمارتان نخواهم كرد. ديگر فشار عالم و شكنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم كرد. ديگر به شما بيخوابي نخواهم داد و شما ديگر از خستگي فرياد نخواهيد كرد. از درد و شكنجه ضجه نخواهيد زد. از گرسنگي و گرما و سرما شكوه نخواهيد كرد. و براي هميشه در بستر نرم خاك، آرام و آسوده خواهيد بود. اما اين لحظات حساس، لحظات وداع با زندگي و عالم، لحظات لقاي پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ بايد زيبا باشد.
خدايا! وجودم اشك شده، همه وجودم از اشك ميجوشد، ميلرزد، ميسوزد و خاكستر ميشود. اشك شدهام و ديگر هيچ، به من اجازه بده تا در جوارت قرباني شوم و بر خاك ريخته شوم و از وجود اشكم غنچهاي بشكفد كه نسيم عشق و عرفان و فداكاري از آن سرچشمه بگيرد. خدايا تو را شكر ميكنم كه باب شهادت را به روي بندگان خالصت گشودهاي تا هنگامي كه همه راهها بسته است و هيچ راهي جز ذلت و خفت و نكبت باقي نمانده است، ميتوان دست به اين باب شهادت زد و پيروزمند و پرافتخار به وصل خدايي رسيد.

